شهید مهندس سید مجید شریف واقفی

"شهادت برترین معراج عشق است"

 

خبرگزاری فارس: عبدالمجید فنودی، آزاده و جانباز دفاع مقدس، پس از امضاء رضایتنامه اهدای اعضای فرزندش، در کنار امضاء خود اینگونه نوشت: «این اعضا، هدیه‌ای است به شهید «شریف»، برای سلامتی دانشگاهیان دانشگاه شهید شریف».

به گزارش گروه حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا) به نقل از بشرا، عبدالمجید فنودی که مدت 10 سال در زندان‌های ابوغریب و الرشید بغداد اسیر رژیم بعث بود، ساعتی پیش در بیمارستان مسیح دانشوری با اهداء اعضاء بدن فرزندش موافقت کرد.

وی در این خصوص اظهار داشت: درست است بنده پسرم را از دست دادم اما دیدم با اهداء اعضاء بدن او به چند بیمار محتاج، از نعمت حیات برخوردار می‌شوند و راضی به اهدای اعضاء بدن تنها پسرم شدم.

عبدالمجید فنودی پس از امضاء رضایتنامه بیمارستان جهت اهداء عضو، در کنار امضاء خود اینگونه مرقوم کرد: «این اعضاء هدیه‌ای است به شهید «شریف»، برای سلامتی دانشگاهیان دانشگاه شهید شریف».

مهدی فنودی، بیست و یک ساله که از نخبگان علمی و ورزشی و دانشجوی سال دوم رشته مکانیک در دانشگاه شریف بود، مورخه 5 شهریور دچار سانحه رانندگی شد و در اثر ضربه مغزی در حالت کما بود که ساعت 6 بعد از ظهر روز گذشته، قلب و دیگر اعضاء بدن او به چند بیمار اهداء شد.

نفسی که قطع شد

تابناک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/09/21ساعت 21:18  توسط س.ر.  | 

کنگره بزرگداشت شهید مجید شریف واقفی

در روز پنج شنبه مورخ 22/2/90 به مناسبت سی و ششمین سالگرد شهادت شهید مهندس سيد مجيد شریف واقفی، در زادگاه اجدادی وی، كنگره بزرگداشت آن شهيد والا مقام در سالن الغدير دانشگاه پيام نور مركز نطنز برگزار شد.

این کنگره با حضور خانواده آن شهید، رئیس دانشگاه صنعتی شریف آقاي دكتر روستا آزاد، جمعي از اعضاي هيات علمي دانشگاه، فرماندار شهرستان نطنز، رئیس دانشگاه پیام نور آن شهر و همچنین استاد بزرگوار آن شهید جناب آقای دکتر فضل اله صلواتی برگزار گردید.

فرماندار شهرستان نطنز ضمن برشمردن ابعاد فعاليتهاي انحرافي گروهك منافقين به فرازهايي از زندگينامه شهيد شريف واقفی اشاره نمود.

آقاي دكتر روستا آزاد رئيس دانشگاه صنعتي شريف ، سید مصطفی شریف واقفی، برادر شهيد ، آقای دکتر صلواتی از اساتيد شهيد شريف واقفی و آقاي دكتر سيد حسين اعظم واقفي از ديگر سخنرانان كنگره بودند كه به توصيف ويژگي هاي ارزنده اين شهيد والامقام پرداختند و كليپي نيز در راستاي افشا نمودن ماهيت اصلي گروهك منافقين براي ميهمانان به نمايش در آمد.

 در پايان مراسم هدايا و لوح يادبود كنگره به خانواده شهيد و رئيس دانشگاه صنعتي شريف از طرف فرمانداري شهرستان نطنز اهداء شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1391/09/17ساعت 22:3  توسط س.ر.  | 

به کوشش کمیته منطقه ای اصفهان در هشتم اردیبهشت ماه امسال برگزار شد

1

از راست به چپ: آقایان .......... ،‌ محمد جعفر مشایخی، محمد حسین معماریان، مرتضی ازیدهاک، حسین ساعی، مهدی زرعیان،‌ محمود شیری، محمود محبی، محمد رضا فرقدانی، محمد مهدی سعادت پور، .......... ، عبدالحمید مکی نیان، احمد طلائی پاشیری

به کوشش کمیته منطقه اصفهان گردهمایی سالیانه اصفهان در هشتم اردیبهشت ماه امسال در سالن اتاق بازرگانی صنایع و معادن استان اصفهان برگزار شد. در این گردهمایی بیش از ۱۵۰ نفر از فارغ التحصیلان مقیم اصفهان و مهمانانی چند از تهران و سایر شهرها حضور داشتند.

در این گردهمایی ضمناً از فارغ التحصیلان دوره اول که در جلسه حضور داشتند تجلیل و به آنان لوح سپاس داده شد. از فارغ التحصیلان دوره اول سید حسین اولیایی، منوچهر فدایی تهرانی، اصغر مبلغ،‌ مرتضی ازیدهاک، عبداله آقارخ میرآبادی، محمد مهدی سعادت پور، احمد طلائی پاشیری، محمد رضا فرقدانی چهارسوقی، عبدالحمید مکی نیان، حسین ساعی، محمد جعفر مشایخی، مهدی زرعیان،‌ محمد حسین معماریان، محمود محبی، محمود شیری جمعاً ۱۴ نفر حضور داشتند. حضور این تعداد دوره اولی نشان از میزان علاقه و دلبستگی آنان به دانشگاه و انجمن می باشد. در هنگام اهدای لوح تجلیل فرصتی برای گرفتن عکس یادگاری فراهم شد.

در این گردهمایی، به ابتکار کمیته اصفهان مراسم ویژه تجلیل از مقام شهید مجید شریف واقفی با حضور خانواده ایشان برگزار شد. مجید شریف واقفی فارغ التحصیل دوره اول برق، بنیان گذار و مسئول انجمن اسلامی دانشگاه در سالهای نخست بود که در سال ۱۳۵۴ به اتفاق تنی چند از هم رزمان خود توسط گروه رقیب در سازمان چریکی مجاهدین خلق به شهادت رسید. در این مراسم مصطفی شریف واقفی برادر آن شهید به نمایندگی از طرف خانواده شریف واقفی به سخنرانی پرداخت و شرح زندگی و خاطرات خود از او را بیان کرد. شهید شریف واقفی متولد سال ۱۳۲۷ تهران بود که به دلیل مهاجرت خانواده، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر اصفهان گذراند. او دانش آموز ممتاز شهر اصفهان و در ضمن قاری قرآن و خطیب خوبی بود. وی ضمناً خط زیبا و نقاشی بسیار زیبایی داشت.

 مهندس فرقدانی هم کلاسی وی در دانشگاه و هم اتاقی او در خوابگاه دانشجویی نیز در مراسم بزرگداشت شریف واقفی به بیان ویژگی ها و خاطرات خود از او پرداخت. در لوح سپاس که به امضای عبدالمهدی اجلالی دبیر کمیته اصفهان رسیده چنین آمده است:

خانواده محترم شریف واقفی

 ما دانش آموختگان مفتخریم که نام عزیزی در بین ما وجود دارد که برای عزت و سربلندی میهن تلاش نموده و جان خود را در راه اهداف انقلاب عظیم ملت نثار کرده است. دانشگاهیان سپاس خود را تقدیم وی نمودند تا حدی که سمبل شایسته دانشگاه قرار گرفته و نام دانشگاه با این دانش آموخته عزیز همراه گردیده است.

به یاد آن عزیز که همواره در بین ماست، انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف کمیته اصفهان سپاس خود را تقدیم خانواده و بازماندگان گرامیش می دارد باشد که هماره چون او باشیم.

عبدالمهدی اجلالی

دبیر کمیته منطقه ای اصفهان

 

 فایل PDF - خبرنامه شماره 18

خبرنامه شماره 18

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/10ساعت 10:2  توسط س.ر.  | 

 

یادش به خیر باد

شریف عزیز ما

آن مهربان برادر و آن باوفا رفیق

آن مظهر عطوفت و اخلاق و مردمی

از خود گذشته مرد

انسان پاک طینت و شایسته درود

سرشار از فضیلت و حقجوئی و صفا

جاوید گشت و در ره حق

جان فدا نمود

با یک جهان امید

دریائی از خلوص و و صمیمیّت و تلاش

ایمان و عشق و دین

شور و نشاط و جهد

از خود گذشته

جان به کف و پایدار و گُرد

دشمن از او به وحشت و ناحق از او به خشم

آخر ....

شهید شد

 در راه دین

پرستش حق

وحدت و خدا

مستضعفین خلق

دینداری و حقیقت و انصاف و عدل و داد

          * * *

 آری

منافقین

آن همرهان سُست عناصر

از راه ماندگان

گم کرده خویشها

در بندهای شهوت و در دام خود اسیر

بیگانگان ز خود

نه پایگاه ز مردم برایشان

نه تکیه ای به خالق و نه اتکا به خلق

خود را فروخته به طاغوت آن زمان

دور از محبّت و بیزار از وفا

کشتند یار مردم و مرد خدای را

دور از دغل مجاهد پاکیزه رای را

آری مجید ما و

               شریف عزیز ما

دلهایمان کباب

چشمانمان پر آب

ای کاش زنده بود

در این صبح زندگی

در این پگاه صلح و مُسلمانی و جهاد

در این طلیعه ای که ستم سوخت

ظلم رفت

 در سرزمین ما همه جا بانگ زندگی است

در شهرها همه جا می رسد به گوش

فریاد پایداری و آزادی بشر

در سایه عدالت و توحید

اسلام جاودان

ای کاش زنده بود

یادش بود گرامی

نامش بود بلند

از ما بر او درود

 از ما بر او سلام

                                         اردیبهشت ۵۸ - کتاب: بهار آزادی - سراینده: دکتر فضل الله صلواتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/20ساعت 19:29  توسط س.ر.  | 

ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان    
۰۸ فروردین ۱۳۸۹
 

از مجاهدین خلق تا فتنه 88

.

.

.

چه شد که پای محمد عطریانفر به عرصه سیاست باز شد؟

ورود به عرصه سیاست در کشورهای جهان سوم که در حال پوست‌اندازی و تغییر هستند و در قطعه‌ای از تاریخ قرارگرفته‌اند که تحولات مهمی را پشت سر گذرانده و می‌گذرانند، امر غیرقابل اجتنابی است.

من در زمان انقلاب 25 سال داشتم و جهت اطلاع عرض می‌کنم که متولد 28 مرداد 1332 هستم. به هر حال کسانی که در سن و سال ما بودند، در عهد شباب و جوانی خود در آن قطعه تاریخ، به نوعی تحرک سیاسی داشته‌اند.

نسل ماحوادث زیادی را تجربه کرده که مهم‌ترینش برای افرادی مثل ما که واجد یک پایه و ذهنیت مذهبی بودیم حوادث سال 42 بود. قیام امام و نهضت روحانیت بی‌تأثیر در ورود ما به عرصه سیاست نبود. علاوه بر این، زمینه مذهبی خانوادگی و شاید تأثیراتی که نوع تربیت ما داشته در این فرآیند بی‌تأثیر نبود. من براساس تعلقات مذهبی وارد سیاست شدم، هم به اعتبار اینکه از خانواده مذهبی و فرهنگی بودم و هم اینکه در دوران نوجوانی، تمایل ما به فعالیت مذهبی در ادامه به مبارزات سیاسی کشیده شد. البته در آن دوران فعالیت‌ ما بیشتر حول جلسات تفسیر قرآن و با دوستان هم‌مدرسه‌ای وهم سن و سال بود که در شکل‌گیری این فعالیت‌ها نقش مرحوم شهید مجید شریف واقفی بسیار پررنگ‌ و تأثیرگذار بود.

در حقیقت شما یک حلقه فکری مذهبی ـ سیاسی داشتید؟

‌بله، یک جمعی بودیم که تعلق مذهبی داشتیم ودر عین حال عموم دوستان از یک ذهن نسبتاً هوشمند در حوزه بحث و درس برخوردار بودند. یک حلقه‌ای از ارتباطات را در اصفهان داشتیم از جمله با شخصیتی مثل شهید مجید شریف واقفی. البته مجید دو،‌سه سال از ما بزرگ‌تر بود؛ با این حال ما تحت تأثیر روح مذهبی و سیاسی او وارد سیاست شدیم.

در آن ایام گرایش سیاسی شما متأثر از چه گروه‌هایی بود؟

همانطور که گفتم ما یک کانون محوری داشتیم در اصفهان که بیشتر جلسات تفسیر قرآن بود و یا نشست‌هایی که در روز جمعه برگزار می‌شد. عنصر محوری ما شخصی بود به نام آقای حسن گلاب‌بخش که این برادر عزیز فکر می‌کنم الان پزشک است و در تهران مسؤولیتی دارد. بعداز انقلاب مدتی در دانشگاه امام صادق (ع) مدیریت داخلی را بر عهده داشت و با آقای مهدوی کنی کار می‌کرد. یک شخصیت پرنفوذ و جذاب بود و حلقه‌های ارتباطی و پیوندهای دوستان حول محور ایشان شکل می‌گرفتند.از همین طریق هم ما به مرحوم شهید شریف واقفی وصل شدیم.

این فعالیت‌ها که گفتید دقیقاً در چه مقطع تاریخی بود؟

سال‌های 44 و 45.

قبل از تشکیل سازمان مجاهدین خلق؟

نه، سازمان مجاهدین سال 44 شکل گرفت. مجید شریف واقفی هم که از یک خانواده اصیل مذهبی بود در سال 48 وارد دانشگاه صنعتی آریامهر آن وقت شد و به عضویت سازمان درآمد. همین دانشگاه آریامهر بعدها به دانشگاه شریف تغییر عنوان داد. من هم در این تغییر نام که پیش از پیروزی انقلاب رخ داد دخالت داشتم.

به چه نحو دخالت داشتید؟

یادم هست سال 57 که تازه از زندان آزاد شده بودم یکبار به دیدار یکی از انقلابیون تبعیدی‌ در یزد رفتم به نام دکتر فضل‌الله صلواتی که مرحوم شریف واقفی اساساً آموزش دیده ایشان بود. در یزد که به دیدار آقای صلواتی رفتیم در عالم دوستی به ما گفت که این چه نوع رفاقتی است که شما در دانشگاه، شخصیتی مثل شهید شریف واقفی را داشتید و هنوز اسم این منحوس (شاه) روی دانشگاه است؟ این حرف به ما ایده داد و ما در قالب یک شب‌نامه‌ای قبل از پیروزی انقلاب، نام دانشگاه آریامهر را دانشگاه شهید شریف واقفی اعلام کردیم.

از طرف رژیم در برابر این عمل واکنشی نشان داده نشد؟

رژیم نمی‌توانست واکنش خاصی نشان دهد. ما در میان دوستان دانشگاهی، خودمان نام دانشگاه را به دانشگاه شریف تغییر دادیم و این غیررسمی بود و لذا رژیم رسماً نمی‌توانست واکنشی داشته باشد.

البته بعد از انقلاب دوستان همت کردند و این نام را رسمیت بخشیدند. جالب است عنوان کنم که اصولاً شاه دانشگاه شریف را برای این منظور تأسیس کرد که دانشجویان را از فضای انقلابی دور کند. در سال‌های بین 46 تا 51 شاه بهترین دانشگاهی را که داشت، دانشگاه تهران بود. در حوزه مهندسی فنی، دانشکده فنی دانشگاه تهران از همه مهم‌تر بود ولی هر کس آنجا می‌رفت یا انقلابی می‌شد یا گرایش‌های مارکسیستی پیدا می‌کرد.

لذا شاه درصدد برآمد تا دانشگاهی به نام دانشگاه صنعتی آریامهر برپا کند و دانشجویان باهوش را جمع کند و بدون دغدغه از سیاسی شدن آنها از طریق آن، نیاز کشور را تأمین کند. دست بر قضا به دلیل آنکه مذهبی‌ها نوعاً درس‌خوان بودند، اکثریت نیرومندی از بچه‌های مذهبی با هوش، جذب دانشگاه صنعتی شریف شدند و در همانجا هم یک کانون مهم فعالیت سیاسی مذهبی شکل گرفت. من هم بر این اساس تمایل پیدا کردم که به سمت این کانون مبارزه و مذهبی و سیاسی یعنی دانشگاه صنعتی آریامهر که بعد تبدیل شد به شریف،‌ بروم. 

شما چه رشته‌ای می‌خواندید؟

من در سال 51 که وارد دانشگاه شدم رشته مهندسی شیمی گرایش نفت را انتخاب کرده بودم، اما عملاً درسی نخواندم چون در فضای فعالیت‌های سیاسی بودم. عملاً کمتر به درس می‌رسیدم تا سال 54 که بازداشت شدم.

در دانشگاه با چه رویکردی فعالیت سیاسی می‌کردید؟

اهم فعالیت‌های ما مبارزات داخل دانشگاهی بود. برپایی تجمعات و به هم زدن نظم مستقر در دانشگاه و افشاگری علیه رژیم. البته آن موقع که ما وارد دانشگاه شدیم مجید شریف واقفی مخفی بود و در دانشگاه نبود.

در آن مقطع به دلیل تهاجمی که رژیم شاه به گروه‌های مبارز در سال 50، 51 داشت، عملاً ندای مخالف چندانی به گوش نمی‌رسید و تقریباً عمده‌ترین کانون‌های مبارزاتی ضد رژیم، محیط‌های دانشگاهی بود و بالاخص سه دانشگاه عمده: تهران (دانشکده فنی)، پلی‌تکنیک و شریف که اینها پایگاه‌های مبارزاتی بودند و هر کدام برای خود اصالتی داشتند.

.

.

.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:19  توسط س.ر.  | 

 

رضا شکیبایی - لینک شریف نیوز

كتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران» تالیف «رسول جعفریان» یكی از كتاب‌های ارزشمند سال‌های اخیر است كه با در كنار هم قرار دادن اطلاعات پراكنده موجود، مجموعه باارزشی را در دسترس خواننده می‌گذارد.
استقبال از این كتاب باعث شد كه در مدت كوتاهی به چاپ ششم برسد و مولف در هر چاپ بعضا بر اطلاعات كتاب افزوده و در مواردی اشتباهات را اصلاح كرده است.
چاپ‌های مجدد این كتاب باعث شده كه بسیاری از شخصیت‌هایی كه به نوعی از آنان در این كتاب نام برده شده توضیحات و تصحیحات خود را برای مولف ارسال كنند.
در مواردی، در این كتاب رگه‌هایی از قضاوت‌های بدون سند و مدرك نیز دیده می‌شود كه به اعتبار این اثر خدشه وارد می‌كند؛ به عنوان مثال در چاپ ششم این كتاب، جعفریان در فصل مربوط به سازمان مجاهدین خلق ذیل نام «مجید شریف وافقی» ضمن اینكه یادآور می‌شود «اطلاعات موجود درباره وی هنوز كافی و وافی نیست» آورده است: «درباره ضعف اعتقادی او اظهارات زیادی شده است.»
این در حالی است كه مولف که اینجا در مسند مورخ نشسته، ضرورت اظهارنظر تاریخی خود را كه مستند كردن به سند و نقل قول است را فراموش كرده و هیچ مدركی برای اثبات گزاره فوق ارائه نمی‌كند.
جعفریان اینگونه ادامه می‌دهد: «چنین به نظر می‌رسد وی كه تربیت شده ایدئولوژی التقاطی سازمان بود به دلیل اهمیت مبارزه ابتدا جدیتی در اظهار ایمان خود نداشته و حتی در ظاهر خود را منفعل نشان می‌داد. اندكی بعد صمدیه لباف كه تحت مسئولیت او بود و به لحاظ تدین بسیار جدی بود، شریف را وادار كرد تا در این باره با جدیت بیشتر و هماهنگ عمل كنند.»
بی‌دقتی جعفریان حتی هنگامی که مسئولیت سید مجید شریف واقفی را در سازمان بیان می‌کند نیز ديده می‌شود؛ او را مسئول شاخه كارگری سازمان معرفی می‌كند در صورتی كه علاوه بر این، شریف واقفی مسئول امنیتی سازمان و همچنین مسئول «گروه الكترونیك» بود كه با نظارت او سازمان توانست بسیاری از فركانس‌ها و امواج رژیم را كشف و شنود كند.
بررسی اسناد به جا مانده از آن سال‌ها قضاوت ناصحیح جعفریان را در مورد شریف واقفی نشان می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/23ساعت 13:33  توسط س.ر.  | 

ريشه‌يابي پيدايش و تحولات بعدي سازمان مجاهدين خلق

گفت‌وگو با سعيد شاهسوندي / از لطف‌الله ميثمي

چشم انداز ایران -

شماره 48 اسفند 1386 و فروردین ماه 1387

مشاهده بخش نخست

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده بخش دوم

چشم انداز ایران -

شماره 51 شهریور و مهر ماه 1387

مشاهده بخش سوم

 

چشم انداز ایران -

شماره 53 دی و بهمن ماه 1387

مشاهده بخش چهارم

 

چشم انداز ایران -

شماره 54 اسفند1387 و فروردین ماه 1388

مشاهده بخش پنجم

 

 چشم انداز ایران -

شماره 5۵ اردیبهشت و خرداد ماه 138۸

مشاهده بخش ششم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/11ساعت 17:43  توسط س.ر.  | 

اصفهان - نوروز ۱۳۴۵.. ....     ببیلیبیبیذذذذببذبیطذ..اتذتاذذ

ردیف نشسته، نفر اول از سمت راست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 12:55  توسط س.ر.  | 

هتل بنیاد پهلوی - تیرماه ۱۳۴۴

اردوی رامسر در جلوی هتل رامسر 1344- جزو هیئت روزنامه نگاری

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 11:42  توسط س.ر.  | 

این عکس را در دبستان پرورش سال ۱۳۳۶ بتوسط یکی از معلم های خود بنام بزرگزاد برداشته ایم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 1:19  توسط س.ر.  | 

مطالب قدیمی‌تر